تبليغاتX
WelLc0mE t0 MaRyH0t BloG

WelLc0mE t0 MaRyH0t BloG

I LoVe YoU...... MoRe tHaN LOvE

خدایا دارم دیوونه می شم. امشب واسه اولین بار شاهد شکستنو خرد شدن خودم بودم.

چرا خدا. کاش همه چی یه دروغ مسخره بود. نمی دونم چی کار کنم. به کی بگم. به کدوم در بزنم.

دارم دیوونه می شم. دیگه خرد شدم.

حالا با توام

نمی دونم از این کار چی بهت می رسید. نمی دونم چرا خرد شدن منو می خواستی. مگه من باهات

 چی کار کرده بودم. همیشه سادگیم کار دستم داده. می خواستی خرد بشم؟ می خواستی بشکنم؟

می خواستی داغون بشم؟ شدم دیگه چی می خوای؟

خدایا دلم می خواد داد بزنم. از ته دلم. داد بزنم بگم آخه چرا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دونم خدا شاید تو اینجوری می خوای. شاید مصلحت تو اینجوری بوده. ولی تا کی؟

تا کی باید خرد شدن خودمو ببینم؟چرا روی خوش مصلحتت رو به من نشون نمی دی؟

تا میام حرف بزنم بغض تمام وجودمو پر می کنه. دیگه نمی تونم جلوی اشکامو بگیرم.

خدایا تو بگو کجای کارم اشتباه کردم؟ به کی بد کردم؟

دیگه خسته شدم خدا

+نوشته شده در Sun 7 Dec 2008ساعت10 PMتوسط mary | |

چی بگم ابری و بارون نمیشی

درد و می فهمی و درمون نمیشی

خیلی وقته می بینم زیر آوار جنون

منو می بینی و ویرون نمیشی

دل دیوونه خرابم می کنی

چرا مثل قدیما خون نمیشی

سر به صحرا میذاری

منو تنها می ذاری

لاله باغ کدوم گمشده ای

چرا بین گلها پنهون نمیشی

ای وای

چرا بین گلها پنهون نمیشی

وقتی بارون میزنه

وقتی بارون میزنه

شاخه هامو میشکنه

دل تنها چرا تو مثل گنجیشکها پریشون نمیشی

منو می بینی و حیرون نمیشی

چی بگم ابری و بارون نمیشی

درد و می فهمی و درمون نمیشی

چی بگم با کی بگم راز تو رو

داری آتیش میگیری خون نمیشی

من که هر شب تا سحر

قصه ی عشقو تو گوشت می خونم

واسم افسانه یی و افسون نمیشی

تو بزرگی مثل دنیای خیال آدمها

دل زخمی لاله ی دشت بلا

نکنه غصه ی لیلی رو داری

واسه این قصه ها مجنون نمیشی

چی بگم ابری و بارون نمی شی

دردو می فهمی ودرمون نمی شی

+نوشته شده در Sat 6 Dec 2008ساعت3 PMتوسط mary | |