|
قبل رفتنت می گفتی چگونه نبودنت رو باور کنم ندیدنت را... چگونه از یاد ببرم لبخند لبانت را تو نیستی و جای خالیت... چراغی که دیگر هیچ گاه روشن نخواهد شد چقدر آرام و معصوم رفتی ، درست مثل بودنت در خواب !! ساعت 8:15 ساعتی که دیگر هیچ وقت تو را بیدار نخواهند کرد! احسان عزیزم روحت شاد
از وقتی رفتی دلهامون رنگ گلهای قالیه
تو خیابونو نگاه می کنی از پشت شیشه اونکه از پشت درختا می گذره شاید منم که دارم تنهایی با یاد تو پرسه می زنم...!
یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،
یادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نیست ، یادم
باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت
ندهم ، یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور
بپاشم ، یادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن،
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش
بشکند ، یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای
تکرار اشتباهات گذشته ! یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان
حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی
ببرم ... یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از
سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد ! یادم باشد گره تنهایی و
دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود ، یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم
را پنهان نکنم تا تنها نمانم ... و یادمان باشد هیچگاه از راستی نترسیم
الو
سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم
گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام
واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل
تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد
کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي
برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
نذار امشبم با یه بغض سر بشه بزن زیر گریه چشات تر بشه بزار چشماتو خیلی آروم رو هم بزن زیر گریه سبک شی یه کم یه امشب غرورو بزارش کنار اگه ابری هستی ، با لذت ببار هنوزم اگه عاشقش هستی که نریز غصه هاتو تو قلبت دیگه غرورت نزار دیگه خستت کنه اگه نیست باید دل شکستت کنه نمیتونی پنهون کنی داغونی نمیتونی یادش نباشی به این آسونی هنوز عاشقیو دوسش داری تو نشونش بده اشکای جاریتو نمیتونی پنهون کنی داغونی
خدایا نمی دونم دارم تاوان کدوم کاره نکرده رو پس می دم? کدوم اشتباه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدااااااااااااااااااااا دارم دیوونه می شم. کمکم کن
عاشق باش اما اعتراف نكن!! به هیچ کس اعتماد نکن دخترک به هیچ کس راز دل
نگو دخترک به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو به هیچ کس نگو که عاشقش شدی
نه، نه ،نگو نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن به هیچ کس نگو که یک شبی کنار
پنجره گریه کردی از خاطرش به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه
جلو می زند به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش به هیچ
کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر
شد زیر باران برای تو به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است به هیچ
کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است به هیچ کس نگو حتی کسی که
گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند
تو را نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند
آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود یا که زیر پایشان مثل یک
علف لهیده می شود دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن پس اگر اعتماد کردی و
عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن
خدایا دلم گرفته. نمی دونم باید چه کار کنم. به کی بگم درد این دل بیچارمو؟ خدایا تو دیگه چت شده؟ نکنه سرت زیادی شلوغ شده دیگه باهام کاری نداری دیگه نگام نمی کنی و باهام حرف نمی زنی. آخه تو دیگه چرا خدا؟ تو که همیشه می گی هوای بنده هاتو داری. مگه من بنده ات نیستم. چی شده که دیگه هوامو نداری؟ خدایا چی شده که به حرفام به دعاهام توجه نمی کنی؟ هر وقت اینجوری می کردی می گفتم حتما مصلحتت اینجوریه. تو واسه همه کارات حکمت داری. آخه این مصلحتت چیه؟ چرا من همش باید این روی مصلحتت رو ببینم؟ چرا روی خوش مصلحتت رو بهم نشون نمی دی؟ خسته شدم خدا. دیگه خسته شدم! باید چی کار کنم؟ چی کار کنم که بازم بهم توجه کنی؟ چی کار کنم که حرف دلمو گوش کنی؟ چی کار کنم که گریه هامو ببینی؟ مگه من دل ندارم؟ چیه که همه دل دارن به من که می رسه آسمون می تپه؟ آخه به کی بگم خدا؟ به کی بگم دلم غم داره؟ به تو بگم؟ تو که توجه نمی کنی بهم! تو بگو به کی بگم. مگه به کسی هم می تونم بگم؟ خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوست دارم فریاد بزنم فریاددددددددددددددددددددددددد دوست دارم خودمو خالی کنم. دلم می خواد بشکنم این بغض لعنتی رو!! کجایی پس خدااااااااااااااااااااااا؟ کجایی؟ کجایی که دستمو بگیری و نجاتم بدی؟ کجایی که بگی آروم باش دختر؟ کجایی آخه؟ کجایی که کمکم کنی؟ یه چیزی بگووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
نگاه آخرش یعنی، هنوز چشمام به دستاته می گه حتی اگه رفتم، دعام بدرقه ی راته خبر داری که؟ مثل تو، منم رنگ دلم سبزه بگو بابا بدون ِ من، چرا دستاش می لرزه؟ بگو: "بابا، ندا گفته، که من اصلاً نترسیدم" دارم می رم روی ابرا، مثه اون خوابی که دیدم یادت هست جمعه ی قبلو؟ منم با تو، تو صف بودم منم با تو، کنار تو، به فکر یک هدف بودم هنوز من فکر اون رأی ام، همون سبزی که خونین شد چرا با اون همه پاکی، جواب رأی ما این شد؟ نشد باشم کنار تو، بجنگم با شب و ظلمت خدا می دونه میخواستم، ولی انگار نبود قسمت حالا فریاد کن "سبزم"، اگه حتی صدا رفته می خوام تو جای من باشی، میدونی که؟ ندا رفته... مامان گریه نکن، بسه، بابا، "جون ِ ندا"، باشه؟ شاید با خون من این شب، یه روزی صبح فردا شه یه روز با سبز ِ آزادی، سر ِ خاکم بیا پیشم
|
About![]()
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد Archives8/30/2011 - 9/5/20116/12/2011 - 6/21/2011 2/11/2011 - 2/19/2011 11/13/2010 - 11/21/2010 9/13/2010 - 9/22/2010 9/27/2009 - 10/13/2009 8/30/2009 - 9/5/2009 8/13/2009 - 8/22/2009 6/29/2009 - 7/5/2009 3/28/2009 - 4/3/2009 3/12/2009 - 3/20/2009 2/23/2009 - 3/11/2009 2/10/2009 - 2/18/2009 1/20/2009 - 1/26/2009 12/28/2008 - 1/3/2009 11/25/2008 - 12/11/2008 10/29/2008 - 11/4/2008 9/26/2008 - 10/12/2008 8/29/2008 - 9/4/2008 6/25/2008 - 7/11/2008 6/11/2008 - 6/20/2008 5/28/2008 - 6/3/2008 5/21/2008 - 5/27/2008 Authorsmarydish dish Links
سلطان قلبها |